آينه سرنوشت

تسخير قلب آقايان
تسخير قلب خانم ها

 

متولدين فروردين

متولدين ارديبهشت

متولدين خرداد

متولدين تير

 

 

 

 

«وظيفه ي آدمي در زندگي تغيير دادن جهان نيست
وظيفه ي آدمي در زندگي تغيير دادن خويشتن است»
 

با توجه به نياز روز افزون به دانستن درباره ي خود كه باعث مي گردد بخش هاي پنهان روح آدمي اين موجود ناشناخته ي جهان هستي آشكار گرديده و به اين ترتيب حال و آينده اي بهتر و بهتر براي او رقم زده شود ، بنابراين مجموعه ي راه كارها فراهم آمده تا همگان بتوانند از موهبت خودشناسي بهره مند گردند اگرچه نبايد فراموش كرد اين راه كارها هيچ كدام ما را به اختراع رفتارهاي جديد وادار نمي كنند بلكه تنها به ما كمك مي كند تا به كشف توانمندي هاي دروني خود دست پيدا كنيم زيرا :

«تمامي راه حل ها در درون آدمي قرار دارند»

                                                                               

سربلند و پيروزبخت باشيد
دكتر مهسا كاميار
روان شناس اجتماعي

m_kamyar@hotmail.com

Wednesday, April 13, 2005

اضطراب چيست؟ مضطرب كيست ؟

شرح بيماري اضطراب يا استرس :
اضطراب عبارت است از يك احساس ناراحت كننده و مبهم ترس يا خطر با منشاء ناشناخته كه بر فرد مستولي مي گردد. براي بعضي از افراد اين حالت ممكن است ناگهاني روي دهد و برطرف شود، اما براي براي بعضي ديگر اين حالت به صورت مزمن در مي آيد. اضطراباز نظر علمي چندين نوع دارد : اضطراب حاد ناشي از موقعيتي خاص، اختلال در تطابق يافتن با شرايط تازه ، اختلال اضطرابي عمومي شده، اختلال هراس، اختلال تنش زاي پس از حادثه، ترس مرض گونه وسواسي _ جبري .
نقش استرس در ايجاد ساير مشكلات سلامتي :
بر اساس تخمين هاي به عمل آمده بسياري از افراد از استرس و بي خوابي رنج مي برند، نه به اين منظور كه فقط نياز به خواب داشته باشند، بلكه اين استرس ها و بي خوابي در بلند مدت مي تواند مسبب ناهنجاري هاي ديگر شده و تاثير منفي خود را در زندگي روزمره نشان دهد.
حقيقت اين است كه فقدان خواب ، هم خطرناك است و هم گران تمام مي شود. به عبارتي استرس و كم خوابي در كاهش فعاليت روزانه ، ايجاد حوادث ، ميزان خطا و فشارهاي عصبي نقش مهمي را دارد.
هم چنين پژوهش ها نشان داده است كه استرس و افسردگي در بلند مدت باعث ايجاد ناراحتي هايي از قبيل افزايش فشار خون ، ديابت و نارسائي قلبي مي شود.حال اگر حالات استرس ، پريشاني خاطر ، افسردگي و بي خوابي كنترل نگردد و آرامش برقرار نشود در دراز مدت تأثير منفي آن بيشتر خواهد شد.
اين مهم نيست كه چه مقدار شما در زندگي خود دچار استرس هستيد، بلكه مهم اين است كه چقدر در شما ايجاد ناراحتي هاي ديگر شده و نيز اينكه شماچه مقابله اي در برابرآن انجام داده ايد.

علل بروز بيماري :
فعال شدن مكانيسم هاي دفاعي بدن براي مبارزه يا فرا. ترشح آدرنالين از غدد فوق كليوي افزايش مي يابد و موادي كه از تجزيه ي آدرنالين در بدن جمع مي شوند ( كاتكول آمين ها ) نهايتاً بخش هاي مختلف بدن را تحت تأثير قرار مي دهند. تلاش براي پرهيز از اضطراب خود موجب اضطراب مي شود.

عوامل تشديد كننده ي اضطراب :
1_ استرس با هر منشاء (مثلاً مشكلات اجتماعي يا مالي)
2_ سابقه ي خانوادگي اضطراب
3_ خستگي يا كار زياد
4_ وقوع مجدد موقعيت هايي كه قبلاً استرس زا بوده اند يا طي آنها به فرد آسيب رسيده است.
5_ بيماري جسماني




علائمي كه نشان دهنده ي استرس در افراد است به سه گونه نمايان مي شود كه عبارتند از :
1- علائم فيزيكي :
مانند كشيدگي و گرفتگي (انقباض ) عضلات ، پشت درد، گردن درد ، سر درد،وابستگي به داروها، فشار خون بالا ، بي خوابي ، كاهش مقاومت بدن در مقابل عفونت ها و كمر درد، لرزش يا پرش عضلات، عرق كردن بيش از حد ، عرق سرد،
2- علائم رفتاري :
مانند خواب آلودگي، مشكل در حافظه، بروز اختلال در روابط اجتماعي و شغلي، بي خوابي يا خواب زياد، افزايش يا كاهش اشتها ،گريه هاي بي دليل، استعمال مفرط مواد مخدر يا الكل، نسيان، بي قراري و نا آرامي منگي يا غش، مشكل در تمركز، مشكل در بلع، تهوع .
3-علائم احساسي يا هيجاني :
مانند تحريك پذيري، خستگي، ناتواني جنسي، افسردگي، زودرنجي، اضطراب، عصبانيت و دستپاچگي،
احساس وقوع زود هنگام اتفاقات نامطلوب، فرار از موقعيت ها ، بي حوصلگي، بي علاقگي و خونسردي خشك شدن دهان، خشونت صدا، تند شدن تنفس و ضربان يا تپش قلب، كابوس.
طبق بررسي و آمار به عمل آمده 75% افراد معتقدند كه استرس در زندگي خانوادگي، كار، سلامت و هم چنين برخورداري از لذت در زندگي دخالت مستقيم دارد.
تسكين استرس (Stress Relief ) كاهنده ي خلق وخوي منفي و تند و نيز هيجانات و افسردگي ها است، كه نتيجتاً موجب افزايش راندمان كاري، خلاقيت، تحرك مي گردد، هم چنين موجب بهبود در روند فيزيولوژيكي بدن و احساس رفاه و آسايش بيشتري مي گردد.
راه هاي رسيدن به آرامش و حذف فشارهاي رواني و اضطراب :
شيوه اي برخورد صحيح با فشارهاي رواني و اضطراب( استرس) در ذيل به ما مي آموزند كه با رعايت و به كارگيري اين روش ها به آرامش پايدار دست مي يابيم.
آيا آرزو داريد كه آرام و خونسرد باشيد و فرصت كافي براي آن چه دل خواه شماست در اختيار داشته باشيد؟ اگر چه رسيده به اين هدف مشكل به نظر مي رسد اما با كمي تلاش و تجديد نظر در افكار و اعمال مي توان به آن نزديك شد.
بهتر است اين راه كارهاي پيشنهادي را رعايت كنيد:
فراموش نكنيد كه در دنياي شلوغ و پراسترس امروز به دست آوردن تكه اي آرامش مي تواند غنيمت بزرگي باشد آيا ذاتاً هميشه مسئول امور و عهده دار نظم و ترتيب هستيد؟
افراد پركار و فعال اغلب احساس مي كنند همه ي كارها بايد تحت كنترل آنها باشد، خصوصاً مواقعي كه هدف خاصي مدنظر آنها باشد. بنابراين سعي كنيد براي يك بار هم اين عادت كنترل كردن را رها كنيد و بگذاريد زندگي مسير خود را بپيمايد.
به عنوان مثال بگذاريد ديگران برنامه ي سفر دست جمعي يا پيك نيك را سازمادنهي كنند و نتيجه ي حاصل را بدون هيچ اظهار نظري بپذيريد و ببينيد چه احساسي به شما دست مي دهد. اين كار ممكن است براي شما پر دغدغه و براي ديگران شگفت انگيز باشد ولي آرامشي كه برايتان به ارمغان مي آورد ارزش دارد.

درمان اصولي:
بهتر است تحت بررسي و درمان از نظر موارد خاص تهديدكننده يا منشاء استرس كه در ناخودآگاه شما است ولي وجود دارد، قرار بگيريد. بنابراين به فراگيري روش هاي كاهش انقباض ناخودآگاه عضلاني مثل بازخورد زيستي و روش هاي كسب آرامش بپردازيد:
اضطراب عمومي شده را مي توان با درمان كنترل كرد. غلبه كردن بر اضطراب اغلب موجبات زندگي بهتر و رضايت بخش تري را فراهم مي آورد.
1_ تمركز فكر روي موضوعات آرامش بخش.
2_ كاهش سرعت تنفس.
3_ پياده روي و پناه بردن به دامان طبيعت به منظور انجام فعاليت هاي هوازي.
محققان معتقدند پياده روي با کاهش عدم تعادل روان ارتباط دارد. فوائد پياده روي در زنان و مردان در دو مطالعه جداگانه که در ژورنال انجمن پزشکي آمريکا منتشر شده است ، مورد بررسي قرار گرفته است.به گزارش بي بي سي مطالعه بيش از دو هزار مرد بالاي هفتاد و يك سال مشخص نمود احتمال ايجاد جنون در افرادي با حداقل پياده روي دو برابر افرادي بود که حداکثر ميزان پياده روي را داشتند. دومين مطالعه انجام شده بر روي هجده هزار زن نشان داد کساني که ورزش بيشتري مي کردند در تست هاي توانائي ذهني نمره بهتري را کسب نمودند.تحقيقات قبلي نيز نشان داده اند که فعاليت بدني مي تواند با احتمال جنون ارتباط داشته باشد اما مشخص نشده بود که اين ارتباط شامل فعاليتي با شدت کم مانند پياده روي هم مي شود. يک گروه از مدرسه پزشکي دانشگاه ويرجينيا به بررسي ميزان پياده روي در مردان مسن تر پرداختند. پس از ارزيابي هاي نورولوژيک مشخص شد احتمال جنون در مرداني که کمترين پياده روي يعني کمتر از ربع مايل در روز را داشتند ، در مقايسه با کساني که بيش از دو مايل در روز يعني حداکثر پياده روي را مي کردند ،يك و هشت دهم برابر بيشتر بود. به گفته اين محققان به سرپرستي دکتر رابرت ابوت اين مطالعه و مدارک قبلي پيشنهاد مي کنند که پياده روي و الگوي زندگي فعال به طور کلي با کاهش احتمال جنون ارتباط دارد.
در مطالعه ي دوم محققاني از مدرسه پزشکي هاروارد هجده هزار و هفت صد و شصت و شش زن هفتاد ساله و بالاتر را مورد بررسي قرار دادند. همه ي اين افراد در مطالعه سلامت پرستاران ، يک بخش مهم تحقيق که در سال 1976 م / 1354 هـ.ش آغاز شد ، شرکت کردند.
محققان دريافتند که سطوح بالاتر فعاليت هاي ورزشي با عملکرد شناختي بهتر ارتباط داشتند.احتمال نقص شناختي در زناني با فعاليت ورزشي بالا نسبت به زناني با کمترين فعاليت ورزشي بيست درصد کمتر بود. زناني که حداقل هفته اي يک ساعت و نيم پياده روي آرام داشتند نسبت به آنها که هفته اي چهل دقيقه پياده روي مي کردند درتست شناختي نمرات بالاتري کسب نمودند. دکتر جنيفر ويو و همکارانش که اين تحقيق را انجام دادند مي گويند فوائد آشکار شناختي فعاليت هاي بدني در حدود سني سه سال جوانترمشابه بودند و با يک کاهش بيست درصدي احتمال نقص شناختي ارتباط داشتند.اين ارتباط محدود به زناني که در فعاليت هاي ورزشي شديد شرکت داشتند نمي شد. به طور خلاصه سطوح بالاتر فعاليت بدني شامل پياده روي با عمل کرد شناختي بهتر و زوال شناختي کمتر ارتباط دارند.پرفسور كلايو بالارد مديرانجمن تحقيقات آلزايمر انگلستان مي گويد اين مطالعه اساسا تحقيق جالب توجهي است اما بايد بدقت مورد تعبير و تفسير قرار گيرد چراکه مشکلات سلامت جسمي که احتمال جنون را افزايش مي دهند ممکن است سلامت جسم و توانائي پياده روي را نيز کاهش دهند.دست اندر کاران اين تحقيق مکانيزم هاي احتمالي را پيشنهاد نمي کنند ، اما مطمئناً حاکي از اين است که آن چه براي قلب سودمند است از جمله ورزش ، براي مغز نيز مفيد است. وي افزود مطالعه برروي برخي حيوانات نيز روشن ساخته که ورزش ، تعداد سلول هاي بنيادي در مغز را افزايش مي دهد که احتمالا با حفاظت مغز ارتباط دارند. گرچه اين مکانيزم ها بايد بيشتر مورد مطالعه قرار گيرند ، به طور کلي پياده روي مي تواند بعنوان بخشي از يک الگوي زندگي سالم سودمند باشد و هم چنين احتمال ايجاد جنون را کاهش دهد.
4_ خنثي كردن اظهارات منفي با بيان مثبت.
5_ عادت به بخشش و عفو .
6_ شنيدن موسيقي آرام.
7_ خواب راحت . آرام.
8_ پذيرفتن خويشتن و خود دوستي.
9_ توجه كامل به خالق هستي.
10_ حفظ فعاليت در زمان ابتلاء به اين بيماري به كاهش آن كمك مي كند.
11_ تغيير در شيوه ي زندگي معمول.
12_ كسب روش هاي آرامش دهنده و دوري از عوامل اضطراب زا.
14_مسووليت هاي متعدد را نپذيريد.
ممکن است از اين که همواره کارهاي بسياري را با هم انجام مي دهيد به خود بباليد، ولي قطعاً در عين کار احساس عدم تمرکز، نگراني و خستگي مي کنيد. خانم ها اکثراً از اين که قادرند چندين کار را هم زمان انجام دهند به خود مي بالند وليکن در نهايت از اين عمل آسيب مي بينند. بنابراين در عهده داري کارها هوشيار باشيد، يعني کارها را يک به يک و به نوبت انجام دهيد. قدر لحظه هاي عمر خود را بدانيد و از انجام کاري که عهده دار هستيد، لذت ببريد تا پس از اين که کار را به نحو احسن انجام داديد، احساس موفقيت کنيد.
15_ به موفقيت هاي خود بها دهيد.
هميشه توجه داشته باشيد که موفقيت ، پيروزي هاي بعدي را به دنبال مي آورد و احساس خود کم بيني را از انسان دور مي کند. کافي است تنها به يک چيز که موجب بالندگي شماست و يا يک زمينه که در آن موفق بوده ايد فکر کنيد. ارزشمند بودن خود را مورد تاييد قرار دهيد. اين بار که در مسير کم ارزش پنداشتن خود قرار مي گيرد، سعي کنيد موفقيت هايتان را مرور و تامل کنيد. با اين عمل همه امور را در دورنمايي مثبت قرار مي دهيد و احساس آرامش خواهيد کرد.16_ به نيازهايتان اهميت دهيد .
هميشه به فکر راضي و خوشحال کردن ديگران بودن کافي نيست ، کمي هم به فکر نيازهاي معقول و مقبول خود باشيد. اين دليل بر خودخواهي نيست. به نقطه نظرات ديگران گوش دهيد، ولي اگر لازم مي دانيد براي اين که فرصت کافي براي پاسخ داشته باشيد به آنها بگوييد براي فکر کردن و تصميم گرفتن درباره آن موضوع نياز به زمان داريد. در عين حالي که انعطاف پذير هستيد نسبت به احساسات و عواطف خود نيز واقع گرا و بي رودربايستي باشيد. اين را بدانيد که اين گونه برخورد با مسائل حتما با موفقيت توام خواهد بود. اگر رک بودن شما را به وحشت مي اندازد ابتدا از مسائل کوچک شروع کنيد و بعد به مسائل بزرگ تر بپردازيد تا بدين وسيله گستره آرامش خود را افزايش دهيد.
17_ از کار خود لذت ببريد.
اگر همواره در حال مسامحه و طفره رفتن از انجام کاري هستيد و يا احساس مي کنيد براي انجام کاري تحت فشار هستيد، علامت اين است که از کاري که انجام مي دهيد لذت نمي بريد. واقعيت امر اين است که شما به هر حال ناچاريد اين کار را انجام دهيد، پس روي جنبه هاي لذت بخش آن تمرکز کنيد، مثلا حس خوبي که به نظم درآوردن امور مي دهد و يا مورد تقدير و ستايش قرار گرفتن از بابت رسيدن به نتايج مطلوب تکيه کنيد.
اين ديدگاه مثبت مي تواند تنش هاي درون شما را بزدايد و به شما فرصت دهد که دريابيد چه تغييرات درازمدتي را مي توانيد ايجاد کنيد.
انعطاف پذير باشيد لزوم يک برنامه روزمره براي تنظيم نيازهاي زندگي بسيار خوب و معقول است ولي نبايد اصرار و اجبار در رعايت آن موجب تنش و اضطراب شما شود.
سخت گيري و جدي بودن زياد سبب مي شود فرصتها را از دست بدهيد و تاکيد براي اجراي آن برنامه انرژي خود را بيهوده تلف کنيد در مواقعي که لازم مي دانيد روش و تاکتيک خود را تغيير دهيد تا در کارهايتان موفق تر و در رسيدن به اهدافتان خلاق تر شويد.
انعطاف پذيري به شما آرامش بيشتري مي دهد چون به شما فرصت مي دهد حين انجام کار روش خود را انتخاب کنيد.
18_ بين کار و زندگي تعادل برقرار کنيد .
تداخل و ادغام زندگي کاري و اداري با زندگي خصوصي باعث اختلالات فيزيکي و عاطفي است برنامه و زماني را براي توقف کار انتخاب کنيد و به آن پايبند باشيد. در خانه به کار فکر نکنيد و توجه خود را به زندگي خانوادگي معطوف داريد.
مواردي پيش مي آيد که اين کار برايتان مقدور نيست ، ولي سعي کنيد بيشتر موارد اين مساله را رعايت کنيد.
19_ عکس العمل هايتان را عوض کنيد.
ممکن است همواره در تغيير شرايط تنش آفرين موفق نباشيد، ليکن باتغيير دادن ديدگاه خود نسبت به آن مي توانيد احساسات خود را عوض کنيد.
اگر کسي دير به سر وعده مي آيد شانه هايتان را به علامت بي تفاوتي بالا نيندازيد و از وقت آزادي که به دست آورده ايد لذت ببريد. اگر کسي بي ادب و پرخاشگر است اين گونه تلقي کنيد که او مبتلا به فشار خون بالا مي شود و نه شما.
20_ذهن و روح خود را شاد کنيد.
ذهن و روان خود را با ديدن و شنيدن کارهاي هنري ، زيبا و آراسته کنيد. از نمايشگاه هاي هنري ديدن کنيد و به موسيقي گوش فرا دهيد و بر زيبايي هاي يک گل تمرکز کنيد.کاغذ و قلمي را برداريد و منظره زيبايي را نقاشي کنيد و يا در پارک قدم بزنيد و يا در يک کلاس هنري ثبت نام کنيد.

21_ براي آينده برنامه ريزي کنيد.
حتماً براي خود برنامه هاي تفريحي تدارک ببينيد، چرا که چشم انتظار بودن برنامه هاي تفريحي نيز آرام بخش بسيار خوبي است.
فهرستي از برنامه هاي لذت بخش تهيه کرده و براي انجام آن برنامه ريزي کنيد، مثلا برنامه اي براي تهيه بليت تئاتر و يا قرار ملاقات با يک دوست و يا خريد کتاب مورد علاقه تان تهيه کنيد. با اين کارها بلافاصله احساس دل پذيري خواهيد کرد.
22_ تنهايي به عنوان آشيانه ي فكر را در برخي از مواقع تجربه كنيد.
هنگامي كه آدمي هم چون قطره اي در ميان امواج انسان ها به سوي ساحل زندگي به پيش مي رود، كمتر فرصت مي يابد تا در تنهايي قرار گيرد.
تنهايي با آرامش مي تواند شروعي براي انديشيدن باشد.
تنهايي با اضطراب و افسردگي تنها تشويش و نگراني را به همراه دارد.
تنهايي به همراه آرامش سبب مي شود انسان با قلاب فكر به صيد انديشه هاي نو پرداخته و به افكاري نو دست يابد.
به راستي تا چه اندازه در زندگي شرايطي را فراهم كرده ايم كه لحظاتي كوتاه از عمر خود را در تنهايي و آن هم با آسودگي خاطر به سر ببريم و لحظاتي هر چند كوتاه در مورد زندگي و شرايط اطراف خويش بيانديشيم و به گفته ي يك ضرب المثل ژاپني ، تنهايي، آشيانه ي تفكر است و همه ي ما نيازمند چنين آشيانه اي هستيم.
23_ سپرده گذاري اخلاقي راهي مناسب جهت دسترسي به آرامش واقعي.
يكي از شرايط لازم براي پديدار شدن افكار نو، وجود آرامش براي مغز است. اين عضو اسرارآميز در درياي آرام بخش درون آدمي مي تواند با قلاب خويش به جست وجوي افكار نو پرداخته و به سوي خلاقيت حركت كند. انسان ها در يك محيط به دور از اضطراب‌ و تنش،فرصت لازم را مي يابند كه بهتر تفكر كنند و برعكس،در يك محيط پرتنش كه ابرهاي نگراني و بدبيني حضور دارند،مغز ،تمامي انرژي خويش را براي حفظ و موجوديت صاحب خود به كار مي برد و ديگر مجالي براي انديشيدن نخواهدداشت به همين خاطر لازم‌ است انسان ها بكوشند در جامعه شرايطي پديد آيد كه در بستر آن مغز بينديشد و تكامل يابد و سبب ساز افكار نو شده و شرايط براي سازندگي در جامعه مهيا شود. با افزايش سپرده گذاري هاي اخلاقي مي توان شرايط را براي شكل گيري يك محيط آرام بخش در جامعه فراهم كرد. هنگامي كه در يك بانك سپرده گذاري مالي مي كنيد،پول را از خود دور كرده و آن را در جايي مي گذاريد كه به طور موقت به آن دسترسي نداريد و چه بسا،احتياجاتي داشته باشيد كه نتوانيد آنها را برطرف كنيد،اما با گذشت زمان اين سپرده ها افزايش مي يابد ،به گونه اي كه متوجه مي شويد با كمك آن مي توانيد يك احتياج بسيار مهم و ضروري خود را برطرف كنيد. اما اگر شما از سپرده هاي خود به مرور برداشت كنيد ،اگرچه با خرج كردن پول خود به نيازهاي خويش پاسخ مي دهيد اما در يك زمان متوجه مي شويد ،ديگر در حساب بانكي خود پولي نداريد و در صورت وقوع يك مشكل مهم، ممكن است دچار معضلات عديده شويد. در اين دنيا ما علاوه بر حساب بانكي مالي، داراي يك حساب بانكي اخلاقي نيز هستيم ،اگرچه سپرده هاي آن به صورت عدد و رقم قابل مشاهده نيست، اما اين موجودي وجود دارد و اثرات اين حساب بانكي به خوبي بر روي زندگي ما و ديگران مشهود است. انسان زماني كه سپرده گذاري اخلاقي مي كند، در ابتدا ممكن است احساس ضرر كند، زيرا مجبور است به طور موقت سود را از خود دور كند اما در اصل او ضرر نكرده است بلكه به موجودي سپرده هاي اخلاقي خويش افزوده است. براي مثال كسي كه دروغ مي گويد، به طور موقت چه بسا به سودش تمام شود،اما او در حال برداشت از سپرده هاي اخلاقي خود است. با گذشت زمان وقتي سپرده هاي اخلاقي او از دست رفت، تازه مشكلات او آغاز مي شود و سبب خواهد شد رضايت مندي دروني خويش را از دست بدهد و درياي آرامش دروني او دچار تلاطم شود و آرام آرام فاصله شخصيت دروني او با آن چه در ظاهر به نمايش مي گذارد، بيشتر مي شود زيرا فرد در تلاش است تا نشان دهد داراي سپرده هاي اخلاقي فراوان است و همين موضوع باعث مي شود كه او براي تطبيق دادن اين دو شخصيت، انرژي فرواني را به هدر دهد و لذا شرايط دروني انسان براي تفكر كردن نامساعد شود.
ارنست ديمنه، بيان مي كند اگر مي خواهيد چيزي اصيل خلق كنيد،خودتان باشيد.
كاهش سپرده گذاريهاي اخلاقي در جامعه سبب مي شود كه زمينه براي گسسته شدن روابط اجتماعي گسترش يابد و با سست شدن پيوندهاي اجتماعي ، شرايط لازم براي بروز خلاقيت در جامعه سخت تر مي شود. زيرا فرصتي براي تفكر كردن وجود نخواهدداشت.
حال اين سؤال در ذهن ما ايجاد مي شود كه در چه شرايطي، ما در حال سپرده گذاري اخلاقي هستيم و در چه شرايطي در حال برداشت از حساب بانكي اخلاقي خود هستيم . توجه به موارد زير مي تواند در اين خصوص به ما كمك كند.
سپرده گذاري اخلاقي عبارت است از، راست گويي، عطوفت و مهرباني و احترام به ديگران و رعايت ادب در برخورد با ديگران، وفاداري به دوستان و آشنايان و حفظ آبروي آنان، رعايت حقوق ديگران،بيان گفتار با عمل، قبول مسئوليت همراه با توانايي، در برابر خطاي ديگران گذشت كردن،امانت داري،پايبندي به عهد و وفا، پذيرش اشتباه خود، رازداري، كمك به ديگران و آموزش آنان جهت خود اتكا شدن بدون چشم داشت، نظم و انضباط در امور، احترام به شخصيت خود و حفظ آن و پاكيزگي و آراستگي، برداشت از سپرده گذاري اخلاقي ،دروغ گويي، بداخلاقي و انجام رفتارهاي بي ادبانه و گستاخانه و تحقير ديگران، غيبت، تهمت، بدگويي درباره ي دوستان و آشنايان، پايمال كردن حقوق ديگران، بيان گفتار بدون عمل، بدون توانايي قبول مسئوليت كردن،انتقام جويي كردن، اشتباه گذشته سايرين را به رخشان كشيدن و موجبات رنجش آنان را فراهم آوردن،خيانت در امانت، شكستن قول و زير پا گذاشتن عهد و وفا، گناه اشتباه خود را به گردن ديگران انداختن، افشاي راز ديگران،ديگران را به هنگام سختي رها كردن، بي نظمي و درهم ريختگي در امور،بي احترامي به شخصيت خود و ژوليدگي و غير آراسته بودن.
اگر سپرده گذاري هاي اخلاقي در يك جامعه افزايش يابد به مرور، آرامش ، محبت، خوش بيني و احساس رضايت مندي دروني به همراه امنيت در جامعه توسعه مي يابد. هم دلي و هم بستگي هاي اجتماعي در بين اعضاي جامعه رشد مي يابد و انسان ها با ديدن يك ديگر، به آرامش و شادماني دروني مي رسند و زمينه براي تفكر كردن مهيا مي شود. زيرا انسان ها در آرامش فرصت مي يابند تفكر كنند و برعكس هنگامي كه سپرده گذاري هاي اخلاقي كاهش يافته و در عوض برداشت هاي اخلاقي افزايش مي يابد، روز به روز آسيب هاي اجتماعي گسترش يافته و شرايط جامعه به سوي نابساماني هاي اجتماعي و عدم امنيت فراهم مي شود و بدبيني و نارضايتي هم چون ابرهاي سياه بر بالاي سر مردمان سايه مي افكند و مرغان غم بر سر انسان ها آشيانه مي كنند. آن چنان كه هيچ شادي، دل آنان را شاد نمي كند. انسان ها از كنار يك ديگر بودن به آرامش نمي رسند و رفتارها، رياكارانه و غير صادقانه مي شود و شرايط براي آسيب هاي اجتماعي نظير جرم و جنايت، اعتياد، فحشا و خودكشي، متلاشي شدن خانواده ها و نظير اين ها مهيا مي شود. در چنين جامعه اي ديگر نمي توان شاهد بروز خلاقيت ها بود و انسان ها درگرداب بدبختي فرو مي ‌روند. ما انسان ها مجبوريم با سپرده گذاري هاي اخلاقي شرايط لازم را براي گسترش خلاقيت و نوآوري در جامعه فراهم كنيم تا از اين طريق بتوان انرژي فراواني كه در وجود انسان ها وجود دارد رها كرده و در راه سازندگي به كار گرفت.
24_ داشتن بعضي اعتقادات پيش پا افتاده جهت تسكين روح در موقعيت هاي اضطراب زا.
شما هم مانند بسياري از انسان ها، بدون آگاهي و ناخودآگاه در بسياري از عقايد و موهومات خرافه پرستي دخيل هستيد. در اين باره کمي فکر کنيد.
آخرين باري که به تخته زديد، آخرين باري که از نگاه کردن به گربه سياه پرهيز کرديد و آخرين باري که طالع خود را با دقت و اشتياق مطالعه کرديد، به ياد مي آوريد!
همه اين ها نمونه هايي از عقايد خرافي است ، که ما هر روز با آنها سر و کار داريم و برخي صاحب نظران به آنها تفکرات جادويي مي گويند. طبق آخرين آمار، نيمي از مردم امريکا، افرادي خرافاتي هستند. به طوري که اعتقاد به خانه ارواح ، سحر و جادو و جن و پري طي دهه هاي اخير بشدت افزايش يافته است ، اما براستي علل روان شناختي موجود در اين تفکرات جادويي چيست و آيا اين خرافات و عقايد به نفع ماست يا به ضرر ما؟
بسياري معتقدند، دعاهاي پيش از مسابقه هاي ورزشي به ورزش کاران روحيه مي دهد و آنها را آرام مي کند. اين گونه اعتقادات جزو خرافات محسوب نمي شوند و قطعا در بالا بردن روحيه ورزش کاران تاثير دارد، اما برخي اعتقادات عجيب و غريبي دارند ، مثلا اين که پيش از شروع مسابقه بايد چند ضربه به توپ بزنند. در غير اين صورت در آن مسابقه موفق نخواهند شد.
شايد براي شما هم جالب باشد که بدانيد خرافات و موهوماتي از اين دست در نتيجه بروز اختلالات وسواسي رخ مي دهد. در علم روان شناسي به آن اختلال وسواس اجبار يا (OCD) گويند. براي چنين افراد وسواسي ، عادت به انجام برخي اعمال خاص باعث ايجاد اختلال در زندگي روزمره مي شود ، مثل شخصيت جک نيکلسون در فيلم As good as it gets، که با وسواس خاصي حتما بايد از روي شکاف ها و درزهاي پياده رو مي پريد، يا هر روز فقط روي يک ميز خاص در يک رستوران خاص غذا ميخورد و قادر نبود هيچ گونه تغييري در اين عادت هر روزه خود به وجود آورد.
افرادي که به OCD و اختلالات رفتاري وسواسي مبتلا هستند، گمان مي کنند اگر از يکي از اين عادات اشتباه خود دست بردارند، اتفاقي براي آنان خواهد افتاد و هر اتفاق بد و ناگواري را به گونه اي به آن ربط مي دهند. دکتر پل فاکسمن ، معتقد است که بيشتر بيماران درباره چيزي نگران هستند و معتقدند اگر نگران نباشند احتمال وقوع آن اتفاق بيشتر مي شود و اين نوعي خرافات است.به هر حال اگر شما در خود نشانه هايي از تشويش و نگراني و تنش مي بينيد و احساس مي کنيد اين رفتارها از کنترل شما خارج هستند، حتما به پزشک مراجعه کنيد، تا پيش از توسل به خرافات و موهومات، به درمان اين بيماري هاي وسواس گونه بپردازيد.
براي کنترل اين گونه نگراني ها و تشويش ها که منجر به پذيرش برخي خرافات مي شوند، لازم است نيروهايي را درون خود به جريان بيندازيم و به دنبال قوانين و توجيه پيدايش هر پديده باشيم.بايد اين حقيقت را بپذيريم که اتفاقات و پديده ها تحت کنترل ما نيستند. درست است که در زندگي همه ما موقعيت هايي وجود دارد که ممکن است بسيار مهم و حياتي و سرنوشت ساز باشند، اما مطمئنا به طور کامل در اختيار ما و مطابق باميل و خواسته ما نيستند.
برخي معتقدند اعتقاد به خرافات ، اين توان را به افراد مي دهد که خود را براي نتيجه و پيامد آن اتفاق آماده کنند.
دوست يا دشمن :
احساس امنيت و اعتماد به نفس ، يکي از پيامدهاي خوب اعتقاد به برخي عقايد اين چنيني ( البته در حد معقول ) است ، مثلا برخي افراد معتقدند اگر فلان لباس را بپوشند، يا فلان شي خاص را با خود حمل کنند، برايشان خوش شانسي و موفقيت به همراه مي آورد و همين حس به آنها اعتماد به نفس کاذب مي دهد.
دکتر فاکسمن معتقد است گاهي خرافات و اعتقادات خرافي مايه دل خوشي انسان ها هستند به اين معني که شما فکر مي کنيد يک نيروي غيبي به شما کمک مي کند. شايد واقعا هم همين طور باشد. پشت اعتقادات انسان ها، نيروي شگرفي پنهان است.
اگر پيامد يک موضوع کاملا شانسي باشد، اعتقادات خرافي نمي توانند تأثيرگذار باشند، اما وقتي عمل کرد و نقش انسان ها يک فاکتور کليدي و مهم در پيامد و نتايج کارها باشد، اعتقادات خرافي مي توانند يک مزيت و نوعي محرک در انجام کارها محسوب شوند.
تأثيرات روان شناس بر رفتارها و عقايد خرافي بسيار واضح و مشخص است ، مثلا همان طور که پيش از اين به آن اشاره شد، آيا تا به حال براي شما پيش آمده که احساس کنيد يک لباس يا شي خاصي براي شما خوش شانسي مي آورد. در اين صورت شما با پوشيدن آن لباس يا همراه داشتن آن شي ئ خاص افکار مثبت را در ذهن خود ارتقا مي دهيد و از تنش و نگراني دور مي شويد ، اما ناگفته نماند که گاهي اين طرز فکرها سد راهي براي عملکرد مناسب شماست.
عقايد خرافي مي توانند نقش منفي هم در زندگي ما داشته باشند، به خصوص اگر با عادتهاي نادرستي مانند شرط بندي توام باشند. بسياري از افرادي که به شرط بندي و خرافات مرتبط با آن عادت کرده اند، در زندگي خود با مشکلات عديده اي روبه رو هستند.
محققان معتقدند، ترس از خرافات ، زندگي برخي افراد را مختل مي کند و باعث تنش هاي بسياري مي شود ، مثلاً عدد سيزده و نحسي آن براي برخي افراد واقعاً دردسر ساز شده است. طبق تحقيقات صورت گرفته زنان به طور کلي از مردان خرافاتي تر هستند.
شايد يک دليل آن از ديد روان شناسي اين باشد که زنان بيش از مردان تنش و نگراني را احساس مي کنند و بيش از مردان به فکر چاره اي براي رفع آن هستند. به طور کلي افرادي که مضطرب تر و نگران تر هستند راحت تر عقايد خرافي را قبول مي کنند.
ضمناً زنان احساس مي کنند نسبت به مردها کنترل کمتري بر سرنوشت و آينده خود دارند. به طور کلي افرادي که بر افکار و احساسات خود کنترل دروني دارند، کمتر دچار خرافات مي شوند و واقع بينانه تر با مسائل برخورد مي کنند. به هر حال مادرها و مادربزرگ هاي ما، هنگامي که پشت سر مسافر آب مي ريزند، براي دور ماندن از چشم زخم ، اسپند دود مي کنند و به گردن بچه ها سنگهاي آبي رنگ آويزان مي کنند و صدها مورد اين چنيني احساس آرامش و اطمينان بيشتري دارند، اما بايد به اين حقيقت توجه کرد که واقعيت و حقيقت در زندگي حرف اول را مي زند و تنها با ياد خدا مي توان آرامش حقيقي را به دست آورد.
25 _ مقابله با اضطراب ناشي از كنكور ورودي مؤسسات آموزش عالي.
سال ها پيش جاسوسين جامعه شناس آمريكايي نوشت: در اين كشور (ايالات متحده آمريكا) يك موج هيستريك (رفتار نا آگاهانه) به وجود آمده كه همه دانش آموزان بايد به هر شكلي كه شده است وارد دانشگاه شوند، بدون در نظر گرفتن اين نكته كه استعداد، توان و علاقه به تحصيل در دانشگاه را داشته يا نداشته باشند. چنين عقيده و انديشه اي باعث مي شود كه بسياري از اين نوجوانان، بعدها تاوان و جريمه ي خودخواهي پدر و مادرشان را به بهاي از دست دادن سلامت جسم و روان خود بپردازند و در نتيجه به عده اي تحصيل كرده ي بي سواد، سرگشته و انگيزه از كف داده مبدل شوند. اين جامعه شناس درادامه متذكر مي شود كه چرا ما استعدادها و علاقه هاي جوانان خود را محك نمي زنيم.؟
براي ورود به دانشگاه و تحصيل در يك رشته، عواملي را بايد در نظر گرفت، برخي از اين عوامل عبارتند از:
1- ميزان هوش فرد كه بايد حداقل بين صد و ده تا صد و پانزده باشد.
2- انگيزه جوان براي تحصيل .
3- تناسب رشته تحصيل با علاقة فرد .
4- امكانات مادي متناسب با ادامه تحصيل در آن رشته.
5- شخصيت فرد بايد متناسب با زير و بم ما و مشكلات تحصيل در دانشگاه مورد نظر باشد.
علاوه برعوامل ياد شده، ده ها شرط فرعي ديگر نيز وجود دارد كه در صورت رعايت نكردن آنها، متناوباً بازهم شاهد ظهور همان تحصيل كرده هاي بي سواد خواهيم بود.
بياييد ساده تر صحبت كنيم. ما به طور روزمره با پدر و مادرهايي رو به رو مي شويم كه مي خواهند با زور معلم خصوصي، ارفاق و پارتي بازي و ... كودكي را كه ضريب هوشي او در حد مرزي (نود تا صد) است از سد تحصيلات دبيرستاني گذرانده و با زورو اصرار، او را وارد دانشگاه كنند. در حقيقت اين كودك، قربانيِ زياده خواهي پدر و مادر خود مي شود، در حالي كه اگر اين پدر و مادرها، با يك ديدگاه واقع گرايانه با توان واستعداد فرزند خود رو به رو مي شدند، مي توانستند ازاو يك نجار، يك كارگر چاپ خانه يا كاسب خوب و قابل پيش رفت بسازند كه در اين صورت نه تنها اين فرزند احساس خوشبختي مي كرد، بلكه خيلي بيشتر به درد جامعه خود مي خورد. متأسفانه در چنين موارد خاصي به نظريه مراكز خصوصي توان سنجي هوش برمي خوريم كه بدون هيچ گونه مدرك مستند و علمي، چنين افراد متوسط و يا ضعيفي را صاحب استعداد درخشان جلوه داده و به والدين آنها مي قبولانند كه ديگران اشتباه كرده و فرزندشان بدون ترديد، شايستگي ورود به دانشگاه را دارد. جاي پرسش است كه چرا هنوز اين انديشه و تفكر در اجتماع ما جا نيفتاده است كه بايد يك تكنسين با تجربه، به اندازه يك استاد دانشگاه قابل احترام باشد و يا يك گروهبان كاردان و كار آمد كه در بخش اسلحه شناسي، استادي تمام عيار شده و با چشمان بسته قادر به باز كردن و بستن انواع اسلحه است، به همان اندازه قابل احترام باشد كه يك امير ارتش، از چنين شأن و احترامي در جامعه برخوردار است؟ درنتيجه همين نوع تفكر نادرست است كه ما انسان‎ها سعي مي كنيم به هر قيمت ممكن، فرزند خود را راهي دانشگاه نماييم، و به نتيجه آن هر چه كه مي خواهد باشد. كاري نخواهيم داشت. نمي خواهيم راجع به توان فرد و زمينه هاي شخصيتي افراد درنسبت با رشته اي كه انتخاب مي كنند صحبت كنيم وگرنه بي جا نبود از اين مثال استفاده مي كرديم كه، چگونه شخصي كه قادر به ديدن خون و بخيه شدن دست بريده نيست، مي تواند به يك جراح تمام عيار بدل شود؟ اما به فرض، تمام اين شرايط رعايت شد و شخص به طور واقعي، استعداد و توان ورود به يك رشته دانشگاهي را داشت، ولي اين فرد ذاتاً يك انسان مضطربي بود كه در تمام مدت تحصيل از تجسم كردن جلسة امتحان، سخت دچار دلهره مي شود، بغض مي كند و غروب هاي روز جمعه و صبح هاي شنبه هميشه برايش يك غول مي باشد و يا اين فرد از آن گروه كودكان شكننده اي بود كه اگر آموزگار برسرشاگرد بغل دستي او داد مي‎زده، اين كودك بغض مي‎كرده و دچار ترس از مدرسه مي‎گرديده، يعني دچار شاخص‎ترين و شايع ترين نوع اختلال اضطرابي بوده است، حالا اين دختر يا پسر در انتظار جلسه ي كنكور است، يعني غول بي شاخ و دمي كه تمام سرنوشت و آينده او را رقم خواهد زد. دراين شرايط شب ها خوابش نمي برد، دچار حالت تهوع، و سردرد مي شود و به طور مكرر به دوستان خود تلفن مي زند و سؤال مي كند كه چه تست هايي را بخوانم و از چه ديسكت ها و نوار آموزشي استفاده كنم كه احتمال موفقيتم را بالا ببرد. اين شخص اگر احياناً گير دوستان ناقلاا بيفتد وي را به اين گونه اذيت مي كنند،هر چه خوانده اي بي ارزش و مفت بوده و اگر ازفلان كلاس كنكور يا فلان كانون استفاده نكني محال است كه در كنكور قبول شوي. تجسم حال اين جوان، غير ممكن نيست و به قول معروف، او كه نزده مي رقصد، حالا ديگران دايره و تنبك هم مي زنند. از سويي ديگر، اضطراب به جز جنبه ذاتي و ژنتيك خود در درون محيط خانواده كسب مي شود. يك مادر مضطرب، كمال طلب و داراي دل شوره، كه با يك زمين خوردن كودك نو پاي خود و يا تب كردن او دست و پاي خود را گم مي كند، چطور مي تواند الگوي مقاومت،صبر و خونسردي براي كودك خود باشد. پس از توضيحات فوق، براي پاسخ به اين پرسش كه چطور با اضطراب فرزندان خود در زمان كنكور روبه رو شده و مقابله كنيم به پيشگيري‎هاي بهداشت روان اشاره مي نماييم:
1_ وظيفه پدر و مادرها آن است كه از همان سال هاي نخستين، به فرزندان خود بياموزند كه دبستان جاي خوبي است كه در آن مكان، انسان درست مي خواند، دوستان جديد پيدا مي كند و وارد دنياي تازه اي مي شود كه خيلي خيلي بهتر از خانه و بودن در كنار پدر و مادر است. اين مسأله ممكن نمي شود مگر آن كه پدر و مادرها بياموزند، ياد بگيرند و به اين حقيقت پي ببرند كه مهد كودك و آمادگي، به همان اندازه دبستان داراي اهميت و اعتبار است. ثابت شده است كودكاني كه اين مراحل را پشت سرهم سپري مي كنند بسيار اجتماعي تر و موفق تر از سايرين بوده و هم چنين كم تر از ديگران دچار اضطراب مي شوند تا آن جا، كه سپردن كودكان زير يك سال به مهد كودك، كوچك ترين لطمه شخصيتي و رفتاري را در پي نخواهد داشت.
2- نبايد از كودكان موجوداتي قالبي بسازند كه نهايت موفقيت را در شاگرد اول شدن بدانند، بلكه بايد از همان ابتداي كودكي به ايشان بياموزند كه از تو تلاش و پشتكار مي خواهيم و اگر هم نمره كم آوردي شرمنده نشو، ولي سعي كن كه در دفعات بعد اشتباهات خود را جبران كني.
3_ به آنان بياموزند كه افراد موفق كساني نيستند كه بيش از سايرين درس مي خوانند بلكه آنان كه كمتر از ديگران ولي عميقتر درس خوانده و سعي در رفع اشتباهات گذشته دارند پيروز‎ترند و به آنها بگويند كه در جلسة كنكور هيچ كس از وي سوال نمي‎كند چند بار فلان جزوه را خوانده‎اي؟ بلكه معناي كنكور اين است كه فرد به چه ميزان، متوجه مطالب آن جزوه شده است. بسياري از جوانان كنكوري بر اين باورند كه اگر بيست بار يك جزوه خاص را بخوانند بدون شك موفق مي‎شوند و اگر كمتر بخوانند هرگز موفق نخواهند شد. اين يك باور نادرست است كه در رفع آن بايد به آنان كمك كرد.
4- اگر اينگونه افراد در جلسات پيش آزمون كنكور شركت مي‎كنند به آنان بياموزيد كه بلافاصله پس از ختم جلسه، يك مداد و كاغذ بردارد و نتايج ضعف خود را در زمينه‎هايي از قبيل: درك مفاهيم رياضي، مقايسه ضعف در درك پاراگرف هاي طولاني، ضعف درسريع نوشتن، ناتواني در رعايت يا تقسيم وقت در آزمون هاي طولاني كه حاوي صدوپنجاه تا دويست تست چهار جوابي به مدت دو ساعت است يادداشت كنند. به جوان كنكوري بگوييد فردا خيلي دير است، پس همين امروز نقاط ضعف خود را يادداشت كن، وگرنه فردا يادت مي‎رود كه اشكال‎هايت چه بوده است.
5- به او بگوييد با ديگران مشورت كن كه چه نوع جزوه اي مي خوانند و از چه نوارهاي درسي استفاده مي كنند و يا چه كلاس هاي خاصي را مي گذرانند، اما تصميم گيرنده نهايي خودت هستي، هيچ وقت با طناب ديگران ته چاه نرو و به اشتهاي ديگران غذا نخور. اگر متن درسي را خوب و درست درك كني و بفهمي، ارزش آن معادل هزار تست چهار جوابي است و در مقابل اگر او هزار تست بزني نمي تواند جاي درس هايي را كه عميق فهميده اي را بگيرد.
باورهاي مذهبي وي را تقويت كنيد و به وي قوت قلب بدهيد و بگوييد كه خداوند از نيت خوب او با خبر است و حامي و حافظ وي خواهد بود. اگر خود شما(پدر. مادر. نزديكان و دوستان ) همگي نگران آينده و سرنوشت وي هستيد به گونه‎اي رفتار كنيد كه به او آرامش بدهيد و يك قيافه خونسرد به خود بگيريد، توجه داشته باشيد كه يك انسان مضطرب، هيچ گاه نمي‎تواند به ديگران آرامش خاطر بدهد.
حال به تعريف اضطراب مي پردازيم و پاسخ به اين پرسش كه آيا اين مقداري استرس و اضطراب در زندگي تحصيلي و شغلي خوب است يا خير؟
اضطراب گرچه كلمة نگران كننده اي است، اما وجود آن در حد معقول و متعادل، خوب است، منظور، آن حدي است كه به طور مثال اگر از كتاب دور شويد، احساس كنيد وقتتان تلف مي شود و در نتيجه زود به سراغ درس هايتان برويد اما اگر اين اضطراب موجب شود كه وقتي درسي را مي خوانيد، دائماً به فكر نتيجة كار باشيد كه چه خواهد شد و با خود بگوييد كه اگر قبول شوم يا قبول نشوم چه مي شود، اين اضطراب منفي است و اگر به آن دچار هستيد، بايد با واقع بيني از آن اجتناب كنيد. سعي كنيد در زمان باقيمانده، فقط به خود درس ها و به نفس علم آنها بپردازيد و فقط به آن بينديشيد. درجلسه ي آزمون نيز همين طور عمل كنيد. براي ارزيابي نتيجه، سپس از امتحان و سپس از دريافت كارنامه خوب، فرصت كافي داريد. درس را به خاطر خود درس و به خاطر آموختن بخوانيد، نه اينكه هر مبحثي را كه مطالعه مي كنيد با خود حساب كنيد با دانستن اين مبحث چند درصد به نمره ام اضافه مي شود. در ادامه بايد گفت، وجود ميزان معيني از اضطراب در زندگي امروزي طبيعي است و در واقع، غالباً استرس به ما انرژي و انگيزه مورد نياز براي مقابله با چالش هاي روزمره را مي دهد. اين نوع استرس به ما كمك مي كند كه در يك رقابت، خودمان را در سطح بالاتري نشان دهيم و به اهدافمان دست يابيم.
در اين جا مي خواهيم اضطراب در زمان قبل و بعد از كنكور را بررسي كنيم.
بنابراين به نكات ذيل جهت دوري از اضطراب ناشي از ورود به مباحث كنكور توجه داشته باشيد:
1- هيچ گاه فراموش نكنيد كه شما نهايت سعي و تلاش خود را كرده ايد و در حد لازم و با به كارگيري توانايي هايي كه داشته ايد به درس خواندن پرداخته ايد. لذا، بيشتر از اين به خودتان فشار نياوريد.
2- به تغذيه، خواب و استراحت خود بيشتر توجه كنيد. در بيست و چهارساعت شش تا هفت ساعت را خوب بخوابيد و توجه داشته باشيد كه مغز شما به استراحت نياز دارد.
3- نگراني شما هيچ تأثيري در نتيجه ي كنكور ندارد، بلكه باعث مي گردد كه اضطراب شما شدت يابد كه اين مسأله در نتيجه كنكور، اثر منفي مي گذارد.
4- چند روز مانده به كنكور را، به استراحت، گردش، تفريح ، ورزش و آن چه كه شما را آرام و خوشحال مي سازد بپردازيد.
در جلسه ي كنكور :
1_ سعي كنيد آرامش خود را حفظ كنيد و اگر پاسخ سؤالي را نمي دانيد به آن اهميت ندهيد بلكه به سؤالات بعدي بپردازيد.
2_ ابتدا به سؤالات ساده اي كه وقت كمتري مي گيرد پاسخ دهيد.
3_ در مرحله دوم، به سؤالاتي كه نسبتاً سخت است و نياز به كمي فكر كردن دارد پاسخ دهيد.
4_ دروقت باقي مانده به سؤالاتي كه سخت و مشكل مي باشند بپردازيد.
5_ هيچ گاه وقت خود را صرف سؤالاتي كه نخوانده ايد و يا نمي دانيد نكنيد.
6_ بدانيد كه درپايان جلسه ي كنكور، ذهن شما و فكر و حافظه شما خسته شده است. بنابراين به پاسخ هايي كه داده ايد شك نكنيد و آنها را دست كاري نكنيد. مطمئن باشيد جواب هايي كه داده ايد صحيح و درست است.
7_ تنظيم وقت را با تعداد سؤالات فراموش نكنيد.
بعد از كنكور:
1- توجه داشته باشيد كه كنكور پايان يافته و نگراني و اضطراب شما در نتيجه كنكور، هيچ تأثيري نخواهد داشت. در انتظار نتيجه كنكور، زندگي را به خود سخت نگيريد.
2_ سعي كنيد تنها نمانيد، بلكه به كارهاي عقب مانده، معاشرت با افراد خانواده، گردش، ورزش، و تفريح و ... بپردازيد.
3_ اين را بدانيد كه خوب زندگي كردن و خوشبخت بودن، حتماً درگرو قبولي و ورود به دانشگاه نيست.
4- اگر اولين سالي است كه كنكور مي دهيد و قبول نشديد، مي توانيد يك سال ديگر را صرف درس خواندن كنيد.
5- اگر دومين سالي است كه كنكور مي دهيد و قبول نشده ايد، بيشتر ازاين وقت خود را هدر ندهيد
6- راه هاي ديگري را براي زندگي كردن انتخاب كنيد و هرگز بي كار نمانيد.
7- تأسف خوردن، گريه كردن، غمگين بودن، اضطراب، گوشه نشيني، پرخاشگري، عصبانيت و ... هيچ تغييري درنتيجه كنكور به وجود نخواهد آورد. سعي كنيد در روند زندگي خود، اين واقعيت و بسياري از واقعيت هاي تلخ و ناكامي هاي ديگر را و آن چه را كه برخلاف ميل و خواسته شما است بپذيريد.
غذا درماني :
هيچ نوع رژيم غذايي خاصي به جز پرهيز از مصرف مواد غذايي داراي محتوياتمحرك ، كافئين و الكل توصيه نمي شود.
يكي از رايج ترين و پرمصرف ترين گياهان داروئي در آمريكاي شمالي مي باشد كه از قديم جهت درمان بي خوابي و اضطراب استفاده مي شده است. هم چنين St.johns wort موجب تعديل و تسكين زود رنجي ، تنفر و افسردگي مي گردد.
سنبل كوهيValerian اجزاي فعال و موثري در ريشه سنبل كوهي وجود دارد كه موجبات شل كردن عضلات ،كاهش افسردگي و تنظيم سيستم اعصاب مركزي را فراهم مي آورد ، هم چنين جهت بي خوابي و اضطراب نيز استفاده مي گردد.


اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان علايم اضطراب را داريد و خوددرماني نتيجه اي نداده است. اگر شما دچار احساس ناگهاني هراس بيش از حدشده ايد.
اگر دچار علايم جديد و بدون توجيه داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي به همراه داشته باشند.
امكان دارد داروهاي ضداضطراب مثل بنزوديازپين ها براي مدتي كوتاه تجويز شوند.
امكان دارد از داروهاي ضدافسردگي براي اختلال هراس استفاده شود.